تبليغاتX
ادبيات مديريت - پنج میلیون مردودی و ترک تحصیل و میلیاردها ریال خسارت طی پنج سال اخیر !
نگاهي ادبیاتی به مسائل مديريتي - آموزشی - اجتماعی - و رزشی و کمی هم سیاسی

چه كسي از شنيدن شكست آموزشي عزيزترين ثمرات حيات انسانها، يعني نوباوگان وجوانان واميدهاي آينده كشور خود متأثر نمي شود واين پرسش رادربرابر پدر ومادر،معلم ومربي،مسئولان وبرنامه ريزان جامعه قرار نمي دهد كه آيا از جانب ما كه مسئول موفقيت اين نونهالان واميدهاي آينده كشور بوده ايم قصوري سر نزده است ؟!» (آندره لوگال).

« فدريكو مايور ، دبير كل سازمان يونسكو مي گويد : « اگر بخواهيم تغييري در زندگي اجتماعي به وجود آوريم ، بايد از مدرسه شروع كنيم . بدون شك حل مشكلات عمده واصلي آموزش وپرورش كنوني ، پرداخت به موضوع مديريت آموزشي است كه در رأس نظام آموزشي كشور ما قرار دارد » (رؤوف ، ۱۳۸۳).

اتلا ف آموزشي ( افت تحصيلي ) امروزه يكي از نگرانيهاي مهم خانواده ها ودست اندر كاران نظام تعليم وتربيت است. هرساله تعداد زيادي از دانش آموختگان در كشورهاي مختلف جهان با پديده اي به نام افت تحصيلي (مردودين) مواجه هستند. اين پديده علاوه بر زيانهاي هنگفت اقتصادي كه به دليل تكرار پايه يا صرف هزينه مجدد براي دانش آموختگان انجام مي پذيرد، آثار سوئي كه سلامت روحي دانش آموزان را مخدوش مي كند ،بر جاي مي گذارد ( بيابان گرد،1384).

آمارها ، شواهد و گزارشها نشان مي دهد كه درحدو ده درصد دانش آموزان كشور در سالهاي تحصيلي اخير مردود شده اند، اين ارقام بيانگر آن است كه مسوولان آموزش وپرورش نتوانسته اند از منابع تخصيص يافته به امر آموزش وپرورش ، استفاده بهينه را در راستاي توسعه انساني كشور به عمل آورند( سلسبيلي وقاسمي ، ۱۳۸۴).

گزارش برنامه ي عمران  سازمان ملل متحد در سال 2001 حاكي از آن است كه نظام آموزش وپرورش ايران در جهت نيل به اهداف توسعه علمي فرهنگي وانساني موفقيت مورد انتظار را نداشته وجزء 65 كشوري است كه نتوانسته  درآمد خود را به درستي در راه توسعه انساني بكار گيرد ( فرهاد پور به نقل ازقاسمي،1384).

طبق آمارهاي ارائه شده درسال تحصيلي 1381 ،مشكل افت تحصيلي سالانه بيش از هزار ميليارد ريال هزينه در بر داشته است،به عقيده مسئولان با اين مبلغ مي توان هزاران شغل جديد در كشور ايجاد كرد و نرخ بيكاري را طي هشت سال 12% كاهش داد ( همان،1384).

 امروزه باتوجه به پيشرفت سريع علم وتكنولوژي ، تغيير وتحولات ، جهاني شدن واصلاحات آموزشي وبحث جديد مدارس اثر بخش وجود حتي يك نفر مردودي هم بايد علت يابي وريشه يابي گردد. درتعريف مدارس اثر بخش آمده است : مدرسه اثر بخش مدرسه اي است كه براي همه گروهها ( از همه طبقات اجتماعي ) ، يادگيري در حد تسلط ايجاد كند. در مدارس اثر بخش همه دانش آموزان بايد ياد بگيرند بنابراين دراين مدارس  مردودي معنا ندارد. در حاليكه امروزه مهارت هاي پايه "كار با رايانه" ، "حداقل ميزان سواد" شمرده شده و در عصر دهكده جهاني و فناوري اطلاعات و ارتباطات هر گونه كم‌سوادي يا بي‌سوادي مطلق تبعات اجتماعي و اقتصادي بسيار سنگيني براي جوامع به همراه دارد "چرايي مردودي سالانه يك ميليون دانش‌آموز" مهمترين پرسشي است كه مي‌تواند در باب نظام تعليم و تربيت كشورمان مطرح باشد. اين درحاليست كه مطالعات دانشمندان ثابت كرده است كه همه افراد توانايي دسترسي به درجه‌اي از تسلط يادگيري را دارند. لذا اگر ميزان مردودي در كشوري از حد خود فراتر مي‌رود حتما مشكلي در نظام تعليم و تربيت وجود دارد. از سويي ديگر مردودي سالانه يك ميليون دانش‌آموز ايراني امروز در حالي به عنوان حقيقتي تلخ عنوان مي‌شود كه كارشناسان نسبت به موقعيت نازل دانش‌آموزان ايراني در مطالعات جهاني "تيمز" و "پرلز" اظهار تاسف و اين پرسش را مطرح مي‌كنند كه "چرا اين مهم به عنوان هشدار، به قدر كافي مورد توجه جامعه قرار نگرفت؟ گزارشهاي يونسكو نشان ميدهد كه مردودي براي اول بار احتمال ترك تحصيل را40 تا50 درصد افزايش مي دهد ومردودي بار دوم اين احتمال را به 90 درصد ميرساند (ساكي،1384) .

 در اين زمينه تنها برآورد سازمان آموزش و پروش شهر تهران نشان مي‌دهد كه فقط افت تحصيلي پايه متوسطه با هزينه 160 تومان سرانه به ازاي هر دانش‌آموز، سالانه بيش از 4 ميليارد تومان به آموزش و پرورش خسارت مي‌زند.

در ايران نهاد تعليم وتربيت در قالب آموزش وپرورش وآموزش عالي ، درصد شاياني از بودجه و هزينه هاي عمراني ومصرفي سالانه كشور را نسبت به ساير نهادها وسازمانها به خود اختصاص مي دهد.مسؤليت تعليم وتربيت از سن پيش دبستاني تادوره پيش دانشگاهي بعهده آموزش وپرورش است.

 بررسي هاي اوليه حاكي از آن است كه نظام آموزش وپرورش ايران در جهت نيل به اهداف آموزشي وپرورشي وجلوگيري از افت وتضييع شدن امكانات آموزشي ، موفقيت لازم را نداشته است. اين عدم موفقيت ، اغلب به صورت تكرار پايه ، ترك تحصيل زودرس وافت يادگيري بروز كرده وهر سال خسارتهاي را مستقيم وغير مستقيم بر بخشهاي اقتصادي واجتماعي جامعه ، خانواده ها وخود دانش آموزان وارد كرده است كه در مجموع كارايي دروني وبيروني نظام آموزشي را با كاستيهايي روبرو كرده است ( سلسبيلي وقاسمي ، 1384 ).

 اتلاف آموزشي يا افت تحصيلي مفهومي فراگير است وشامل انواع مختلف پديده هايي مي شود كه موجب مي گردد تا دانش آموزان از دسترسي به اهداف آموزشي باز بمانند ودر عمل زمينه ناكارآمدي نظامهاي آموزشي را درتأمين انتظارات خانواده ها ودولتها از تأسيس آنهافراهم مي آورند.براين اساس مفهوم افت تحصيلي فراتراز مردودي، معناي دقيق وعميق تري مي يابد وشامل هر گونه ناكامي آموزشي براي دانش آموزان مي گردد.افت تحصيلي شاخصهاي گوناگوني دارد: اولين شاخص افت تحصيلي معرف كودكاني است كه لازم التعليم هستند وبويژه امكان ورود به نظام آموزشي كشور رادر پايه اول ابتدايي به دست نياورده اند، اين نوع اتلاف شايد مشكل زاترين نوع افت باشد، چراكه موجب افزايش بيسوادان مطلق در دوراني مي شود كه مهارتهاي پايه كار با رايانه حداقل سواد شمرده شده است.دومين شاخص افت تحصيلي برحسب ميزان ترك تحصيل سنجيده مي شود، به عبارتي بر حسب نرخ ماندگاري دانش آموازن درپايه ودوره هاي تحصيلي،افت ترك تحصيل مطرح ميشود.  سومين شاخص افت دانش آموزاني هستند كه با توجه به ملاكهاي رسمي،فارغ التحصيل شناخته مي شوند،اما به دلايل متعدد مهارتهاي مورد انتظار را براي زندگي وبرحسب اهداف آموزشي از گذران ساليان تحصيل خود در مدرسه كسب ننموده اند.درواقع توانايي آنها منطبق بامدارك تحصيلي آنها نمي باشد وباوجود داشتن مدرك،نمي توان برحسب كيفيت آنها را فارغ التحصيل دانست.چهارمين شا خص اين است كه ميزان كيفيت آموزشي درتطبيق باشاخصهاي بيروني سنجيده ميشود،مطالعه جهاني رياضي وعلوم (TIMSS) وپيشرفت سواد خواندن(PIRLS) كه كشورمانيز درآنها شركت داشته است،نمونه اي از فعاليتها براي سنجش اين نوع از افت مي باشد.كه نتايج آنها برازنده شأن وجايگاه دانش آموزان ايراني نمي باشد.با توجه به اينكه بحث اتلاف آموزشي درانواع مختلف آن مهم ترين واساسي ترين مسئله و دغدغه هاي نظامهاي آموزشي است بايد براي حل آن تدبيري مناسب با شأن آن انديشيد ،. دراين ميان مردودي صرفأ يكي از ابعاد افت تحصيلي درنظام هاي آموزشي است كه گر چه معمولا ملموس ترين انواع افت به نظر ميرسد ، اما ممكن است مهم ترين و پر مخاطره ترين افت در يك نظام آموزشي تلقي نگردد.از اينرو بهتراست در كنار ساير انواع اتلاف تحصيلي مطرح گردد تا موضوع با نگاه كامل وعميق تري درك وسهم هريك از مصاديق اتلاف آموزشي به درستي تبيين گردد(ساكي ، 1384).

براساس آمار رسمي وزارت آموزش و پرورش ، آمار مردودين دوره هاي مختلف تحصيلي در پنج سال اخير به شرح جدول زیر مي باشد ( آمار آموزش و پرورش ، 1386تا 1382 ) .

   

دوره تحصيلي

دوره ابتدايي

دوره راهنمايي

اول متوسطه

جمع

سال 82  -81  

194129

431949

407342

1033420

سال83  -82  

178411

411326

428558

1018295

سال84  -83

154602

334706

378041

867349

سال 85 - 84

148016

314403

371294

833713

سال 86 - 85

126814

254262

318761

699837

جمع

801972

1746646

1903996

4452614

     

با تأمل در آمارهاي موجود در جدول فوق ملاحظه مي شود كه در پنج سال اخير          تعداد 614 / 452/4  نفر از دانش آموزان سه دوره ي تحصيلي به علل مختلف فردي و سازماني مردود گرديده اند ، و از اين تعداد ، 1903996 نفر سهم پايه اول متوسطه مي باشد . و به طور متوسط 26 درصد از دانش آموزان پايه ي اول متوسطه در پنج ساله اخير مردود شده اند . اگر تعداد  دانش آموز ترك تحصيلي را نيز به اين آمار اضافه نماييم ملاحظه  مي شود كه حدود پنج میلیون نفر از دانش آموزان كشور طي يك دوره پنج ساله به علت مردودي و ترك تحصيل به عنوان ضايعه و اتلاف از پروسه تعليم و تربيت  بيرون مانده اند . اگر هزينه سرانه ي هر دانش آموز را با احتساب هزينه هاي جانبي ، حق ا لتدريس عوامل اجرايي و آموزشي ، منابع انساني ، مادي و مالي را براي هر دانش آموز محاسبه نموده و در عدد ۵۰۰۰۰۰۰ ضرب نماييم حاصل آن رقمي ميلياردي خواهد شد كه سالانه به عنوان هزينه هاي اضافي براي تكرار پايه ي دانش آموزان مردودي بايد پرداخته شود . اين در حالي است كه ديگر هزينه هاي ناملموس و نامرئي اتلاف آموزشي و هزينه فرصت از دست رفته و درآمد های از دست رفته نيز از هزينه هاي پنهاني است كه به حساب نيامده اند .

  با دقت در جدول مذکور به اين واقعيت نيز پي مي بريم كه هر چه از دوره ابتدايي به دوره هاي بالاتر برويم تعداد مردودين نيز افزايش يافته است ، ضمن اينكه پايه ي اول متوسطه با 1903996 نفر مردودي رتبه ي اول را در ميان سه دوره ي تحصيلي به خود اختصاص داده است

باتوجه به اينكه در كشور ما براي انواع گوناگون ناكامي، ضايعات ، اتلاف و شكستهاي ( ورزشي ، اقتصادي ، زيست محيطي وحتي سياسي ) كميته هاي تحقيق وتفحص براي بررسي علل شكست و ناكامي وناكارآمدي آنها تشكيل ميشود ، اما مسأله مهم وحياتي اتلاف نيروي انساني درچرخه عظيم تعليم وتربيت، حلقه مفقوده ي اين كميته ها ست كه نه درچارت ونمودارهاي سازماني وزارت آموزش وپرورش و نه در سطح جامعه براي بررسي اتلاف آموزشي كه سالانه(هشتصد هزار تا يك ميليون مردودي و ترک تحصیل) را متحمل جامعه مي نمايد جايگاهي ندارد .

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 12:45  توسط حسين بويراحمدي اصل  |